انتخابهای ما روی شادیمان تاثیر بلندمدت دارد
دانش > پزشکی - برخی تئوریها میگویند مهم نیست در زندگی چه چیزهایی را تجربه میکنیم، شادی به ژنهایمان بستگی ...08/11/1390بیشتر بخوانید
| درمان افسردگی |
| نگارش یافته توسط Rad | |||
|
نویسندگان: جی ریموند دوپاولو، کیت راسل ابلاو مترجم: مهدی قراچه داغی ناشر: نشر پیکان سال نشر: 1380 در این کتاب با سرفصل هایی چون افسردگی، آنچه ما می دانیم، تجربه افسردگی، چهار دیدگاه افسردگی، روش های درمانی آشنا خواهیم شد. این باور که همه ما در برخورد با دشواری های زندگی واکنش مشابهی نشان می دهیم اغلب با تبیینات روان پزشکی از رنج و اندوه همخوانی ندارد. نتیجه فریبنده این نظریه به تایید نرسیده، جستجویی واکنشی برای سبب یابی تالم هر بیمار بدحالی است که از در وارد می شود. این درحالی است که جواب ساده و طبیعی و خیرخواهانه ای وجود دارد که می توان آن را در قالب نسخه ای نوشت. براساس تجویز افسردگی به گونه ای واکنش نسبت به منزوی شدن، فقدان یا کمبود است و از این رو شکلی از تنهایی یا اندوه است که به قول فروید به هنگام سوگواری و مالیخولیا در نقاب خصوصیات فردی اشخاص قرار می گیرد و احتمالا به واسطه آن اصلاح می شود. اما در نهایت واکنشی جامع می باشد که در ضمیر انسان نهفته است. بنابراین وظیفه درمان ترکیبی از اقدامات حمایتی در دوران ناراحتی است که با تشریح امر فقدان و متقاعد ساختن بیمار به این که فقدان و گرفتاری پیش آمده نه تنها نابودکننده نیست بلکه اغلب امری اجتناب ناپذیر است رسالت خود را انجام می دهد و در واقع فرآیندی است که بر جریان احساس اثر می گذارد تا شخص با رسیدن به خودآگاهی جدید احساسات خود را کنترل کند. کتاب حاضر درباره تعیین تعادل میان تجربه و تبیینات در زمینه افسردگی است و بنابراین به گفتگوی پیشرفته بالینی شباهت دارد. پزشکی از شدت بی حوصلگی به این نتیجه می رسد که ترک منزل کار به غایت دشواری است. مربی یکی از تیم های فوتبال خود را دار می زند. این افراد گرفتار اختلال عاطفی هستند که چشم انداز آنها از زندگی را مخدوش کرده است. اختلالات عاطفی دامنه وسیعی دارد گاه جزیی و زمانی نابودکننده اند. از جمله مخرب ترین اختلالات عاطفی می توان به افسردگی های شدید و بیماری (افسردگی- مانیا) یا (افسردگی- شیدایی) اشاره کرد. افسردگی شدید یا افسردگی عمده، چیزی بیش از کم حوصلگی صبح ناشتاست که هنوز چای صبح را ننوشیده اید. افسردگی عمده یک بیماری است یا برای خود علایم و نشانه هایی دارد. از جمله نشانه های بارز افسردگی عمده می توان به روحیه بد ادامه دار، اعتماد به نفس اندک و کاهش توان جسم و ذهن اشاره کرد. این اختلال بی علاقه گی به انجام فعالیت هایی را به دنبال دارد که شخص مورد نظر قبلا از انجام آن لذت می برد. گریه حادثه ای پراتفاق است، هرچند گاه احساسات شخص به گونه ای برانگیخته می شود که گریستن و اندوه طبیعی را مانع می شود. چشم انداز افسرده هرچه هست، منفی است. انسان افسرده خود را انسان بی ارزش می پندارد، خود را انسان بدی می پندارد و خود را به انجام حوادثی سرزنش می کند که بر آن هیچ گونه اختیاری ندارد. اعتماد و عزت نفسش را از دست می دهد و نگران می شود. یقین می کند که حادثه هولناکی در شرف وقوع است. حس حیات و به عبارتی حس نیرو و کارآیی جسمانی و ذهنی اندک است. اندیشیدن کند و تصمیم گیری دشوار می شود. فرآیند استدلالی برخی از افسرده ها به قدری مختل می شود که ممکن است این افراد گرفتار هذیان و اعتقاد راسخ به باورهای کاذب می شوند. ناراحتی های ناشی از افسردگی تنها به رنج های روانی محدود نیست. افسرده ها اغلب از ناراحتی های جسمانی شکایت می کنند، اغلب خسته هستند. افسرده ها بسیار ملایم و آهسته حرف می زنند، گاه کم جنب و جوش و در موارد نادر دچار بی قراری و پرتحرک می شوند. کاهش میل جنسی از جمله نشانه های متداول و اغلب مشترک میان همه افسرده هاست. اشتها تغییر می کند. افسرده ها اغلب در خوابیدن یا در خواب ماندن با دشواری روبرو هستند. از جمله مهمترین ویژگی های افسردگی و اختلالات عاطفی بازپیدایی آنهاست. ویژگی ادواری افسردگی یکی از خصوصیات بارز این اختلال است. با این حال حدود ثلث اشخاصی که از افسردگی شدید رنج می برند پس از درمان و بازیافت بهبودی برای همیشه از شر آن خلاص می شوند. اما جمعی دیگر ممکن است هرچند صباحی یک بار مجددا با افسردگی عمده روبرو شوند. گاه فاصله میان دو دوره افسردگی طولانی است و به چند سال بالغ می شود. گروهی نیز گرفتار افسردگی مزمن می شوند و بالاخره در گروهی دیگر رفت و آمد افسردگی در فواصل کوتاه مشاهده می شود. وقتی اشخاص مایوس می شوند به توانایی های خود در زمینه های اجتماعی یا حرفه ای تردید می کنند. اغلب از افراد خانواده یا دوستان نزدیک خود می شنوند که آنها را به مثبت اندیشی اندرز می دهند. در ذات این توصیه این باور نهفته است که تفکر منفی می تواند روحیه ضعیف شخص را تقویت کرده و بر ناکامی او بیفزاید. در نظریه شناختی افسردگی ناشی از رشد عادت تفکر منفی است که احتمالا از دوران کودکی فراگرفته می شود. درماندگی فراگرفته شده و هم نظریه شناختی با رفتارهای آموخته شده در ارتباط هستند. گوناگونی روش های درمانی اختلالات عاطفی ما را به درمان بیماران امیدوار می کند. در حال حاضر تشخیص درست و اجرای کامل برنامه درمان حدود 80 درصد بیماران افسرده و مانیایی را شفا می دهد و برای جمعی دیگر ادامه مصرف دارو در اندازه مشخص از بازگشت دوباره بیماری جلوگیری کرده یا دست کم شدت و دوام بیماری را تا حدود زیاد کاهش می دهد. تشخیص، مهمترین نقطه شروع هر برنامه درمانی و از جمله مهمترین بخش های آن است. کار تشخیص با صحبت با بیمار و اطرافیان نزدیک او شروع می شود و در جریان آن اطلاعاتی شامل نشانه های بیماری، داروهایی که بیمار در حال حاضر مصرف می کند، نشانه های بیماری در گذشته و زمینه آنرا در خانواده فراهم می گردد. آزمایش های لابراتواری از جمله اقداماتی است که به پزشک در تشخیص بیماری کمک می کند. به کمک این آزمایش ها می توان با اطمینان بیشتری مشخص نمود که بیمار از حالت هنجار خارج است. روان درمانی روش دیگری است و انواع مختلف دارد. همه اشکال آن مستلزم رابطه منحصر به فرد میان درمانگر حرفه ای و بیمار است که امکان مشارکت روان درمانگر را در ناراحتی های بیمار فراهم می سازد. درک بهتر احساسات، عواطف و رفتار بیمار او را در زمینه های اساسی، اجتماعی و یا حرفه ای در شرایط مناسب تری قرار می دهد. اغلب شیوه های روان درمانی به سرگذشت زندگی بیمار بها می دهند و در جریان آن از نظریه های مربوط به رشد و ناراحتی های ملازم آن استفاده می کنند از جمله تحلیل روانی به تجربیات دردناک و تالمات سالهای نخست زندگی توجه دارد. به زعم روان تحلیلگرها بسیاری از مسائل دوران بلوغ ریشه در حوادث دوران کودکی دارد. لزوما همه افسرده ها با اختلال عاطفی روبرو نیستند. بعضی از آنان مشکلات روحی دارند. روحیه شان خوب نیست. این گروه بیشتر به روان درمانی و در صورت لزوم به کمی دارو احتیاج دارند. در مورد افسردگی های بالینی روان درمانی همراه با دارودرمانی یا درمان های دیگر به تسکین ناراحتی کمک می کند. |
|||
| برای خواندن مقاله وارد شوید. |
|||